استان خوزستان با تاریخ و فرهنگی غنی، مهد بازیهای محلی متنوعی است که نسلها به عنوان سرگرمی و تقویت مهارتهای اجتماعی و جسمانی در میان مردم رواج داشتهاند. در ادامه، به معرفی و توضیح چند نمونه از این بازیها میپردازیم.
قم قمبه
در این بازی، بازیکنان فرفرهای را روی سطحی صاف میچرخانند. هر کس که بتواند فرفره را برای مدت زمان بیشتری بچرخاند، برنده بازی محسوب میشود. این بازی نه تنها سرگرمکننده است، بلکه مهارتهای هماهنگی دست و چشم را نیز تقویت میکند.
کی دارِ ایزِ نِه
در این بازی، بازیکنان نامهای مستعاری برای خود انتخاب میکنند. یکی از بازیکنان نقش “گرگ” را بر عهده میگیرد و باید نام واقعی دیگر بازیکنان را حدس بزند. اگر گرگ نام کسی را درست حدس بزند، آن فرد باید به سمت تپهای (تُل) بدود. اگر گرگ پیش از رسیدن فرد به تپه او را بگیرد، نقشها عوض میشوند و فرد گرفتهشده به عنوان گرگ جدید بازی میکند.
قطور (گُروک)
این بازی با پنج سنگ کوچک انجام میشود. بازیکن سنگها را در کف دست نگه داشته و آنها را به هوا پرتاب میکند، سپس دست خود را پشت به هوا میگیرد تا سنگها روی پشت دستش فرود آیند. اگر هیچ سنگی یا فقط یک سنگ روی دست قرار گیرد، بازیکن بازنده است. در غیر این صورت، بازیکن باید سنگها را مجدداً به هوا پرتاب کرده و با کف دست آنها را بگیرد. سپس، در حالی که سنگها در دست هستند، باید آنها را یکییکی به هوا پرتاب کرده و سنگهای افتاده را جمع کند. این بازی به نام “گُروک” نیز شناخته میشود و مهارتهای هماهنگی و دقت را تقویت میکند.
کی گل بره
این بازی در آب انجام میشود و بازیکنان به صورت گروهی وارد رودخانه میشوند. هر کس که بتواند مسافت بیشتری را زیر آب طی کند و نفس کم نیاورد، برنده است. این بازی مشترک بین دختران و پسران است و معمولاً افراد ۱۰ تا ۲۰ ساله در آن شرکت میکنند.
رنگم رنگم ری لاسیه
این بازی توسط دختران انجام میشود. یک نفر با سینی بزرگی در دست جلو میایستد و بقیه با گرفتن طنابی در دست و عبور دادن آن از پاهای خود، به صورت یک ستون پشت سر او قرار میگیرند. آنها اشعاری مانند “رنگم رنگم ری لاسیه” را میخوانند و به دنبال آن حرکت میکنند. در اینجا، باید کسی از صف خارج شود و هر کس که به زمین بیفتد، بازنده است.
سوار سوار
این بازی به صورت دو نفره انجام میشود. پس از قرعهکشی، یک نفر روی کول دیگری سوار میشود و به در خانهها میروند. آنها از صاحب خانه میپرسند: “سوار سوار؟ یا پیاده سوار؟” اگر صاحب خانه بگوید “پیاده سوار”، آن دو جای خود را عوض میکنند و بازی به همین ترتیب ادامه مییابد.
تپ تپ گا
در این بازی، یک نفر چشم میگذارد و دیگران پنهان میشوند. پس از مدتی، فرد چشمگذاشته به دنبال دیگران میگردد و هر کس را که ببیند، دست خود را به سر او میزند و آن شخص از بازی خارج میشود. هر کس که بتواند بدون دیدهشدن به محل بازی برسد، برنده است. نوبت چشمگذاری بعدی به فردی میرسد که زودتر از همه بازنده شده باشد.
بردبرد گرکی
در این بازی، بازیکنان به دو گروه تقسیم میشوند و آتشی روشن میکنند. سنگی را در آتش میگذارند تا داغ شود. سپس قرعهکشی میکنند تا گروهی که باید از آتش نگهبانی کند، مشخص شود. چشمهای افراد گروه دیگر را میبندند و گروه نگهبان سنگ را از آتش بیرون آورده و در تاریکی به دوردست پرتاب میکند. سپس چشمهای گروه مقابل را باز میکنند و آنها باید سنگ را پیدا کنند. گروه نگهبان نیز باید همین کار را انجام دهد.
توصیه میشود به مطالعه مقاله بازی محلی شالکو ادامه دهید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره دستمال بازی محلی بافت بیابید.
اَروِیع
بازیکنان به دو گروه تقسیم میشوند و روی زمین مستطیلی رسم میکنند و آن را از طول نصف میکنند. بازیکنان بازنده روی خط وسط میایستند و بازیکنان برنده بیرون زمین صف میبندند و تکتک سعی میکنند از مقابل صف بازندهها خود را به انتهای زمین برسانند. بازیکنان بازنده باید مانع حرکت این بازیکنان شوند و آنها را با دست بزنند. بازیکنان برنده میتوانند بهطور مارپیچ عبور کنند.
اوستا و شاگرد
این بازی با هدف افزایش سرعت عمل و چابکی انجام میشود و به ۱۲ کلاه یا دستمال رنگی نیاز دارد. دو گروه ۶ نفره تشکیل میشود و هر دو صف به فاصله دو متر روبهروی هم قرار میگیرند. بازیکنان از پیش شمارهگذاری میشوند و سرگروه هر دو تیم که شماره ۱ هستند، از صف فاصله میگیرند و کلاه خود را روی زمین میگذارند. سپس سرگروهان با رقص محلی برمیگردند و سر جای خود میایستند. مربی به صورت تصادفی یک شماره را صدا میزند و شمارهای که صدا زده شده از هر دو تیم باید به سرعت خود را به کلاه تیم مقابل برساند. گروهی که زودتر به کلاه تیم مقابل برسد، “اوستا” میشود و تیم مقابل “شاگرد” میشود. اوستا حرکات ورزشی و موزون انجام میدهد و شاگردان باید از او تقلید کنند. در یک حرکت، وقتی شاگردان مشغول انجام حرکات موزون هستند، اوستا کلاه سرگروه تیم شاگرد را برمیدارد و به طرف گروه خودش میرود. اگر شاگرد پیش از اینکه اوستا به گروه برسد، او را لمس کند و به گروهش برگردد، یک امتیاز کسب میکند. در غیر این صورت، یک امتیاز به گروه اوستا تعلق میگیرد. هر گروهی که امتیازش زودتر به ۵ برسد، برنده بازی است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله بازی محلی توپ قارین را مطالعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، بازی محلی شمع گل پروانه را از دست ندهید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، دستمال بازی محلی بختیاری را از دست ندهید.
طناببازی
در این بازی، چهار بازیکن شرکت میکنند و هر کدام نامی مانند سبز، سرخ، گلابی و آبی را انتخاب میکنند. دو نفر از بازیکنان دو سر طناب را میگیرند و یکی از آنها وسط طناب را میگیرد. بازیکن چهارم در کنار میایستد. دو بازیکنی که دو سر طناب را گرفتهاند، شروع به تاب دادن طناب میکنند. بازیکن وسط باید از روی طناب بپرد و مرتبا تکرار کند: “سرخ، سبز، آبی، گلابی”. این روند ادامه مییابد تا پای بازیکن وسط به طناب گیر کند. هنگامی که پای بازیکن گیر کرد، اسمی که در آن لحظه گفته شده، نام بازیکنی است که نفر بعد باید وسط طناب بایستد و بازی به همین ترتیب ادامه پیدا میکند.
داداری پوداری دو تا بیار
در این بازی، یکی از بازیکنان میگوید: “هر کسی که پدر و مادر دارد، دو انگشت خود را در دست من بگذارد” و بازیکنان این کار را انجام میدهند. چشمان یکی از بازیکنان را میبندند و آن بازیکن میپرسد: “تف کنم یا بگیرم؟” دیگر بازیکنان میگویند: “بگیر”. بازیکنی که چشمش بسته است، باید سعی کند یکی از بازیکنان را بگیرد. اولین بازیکنی که او با چشم بسته گرفت، دستمال را از چشمانش باز میکند و به چش
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله بازی بومی محلی غاز قلنگ مراجعه کنید.
