کلمه «چیرگی» یک واژه فارسی به معنی پیروزی و غلبه است. واژههای همخانواده آن عبارتند از: چیره، چیره بودن و چیر. در ادامه، برای اینکه بهتر با این کلمه آشنا شوید، مترادفها، متضادها و معنی آن در فرهنگهای لغت فارسی را توضیح میدهیم. با ما همراه باشید.
مترادفهای چیرگی شامل این کلمات میشود: سلطه، سیطره، استیلا، پیروزی، غلبه، تسلط و ظفر. این واژهها هممعنی چیرگی هستند و میتوانید در جملههای خود از آنها استفاده کنید. یادگیری مترادفها و واژههای همخانواده به شما کمک میکند دایره لغاتتان گستردهتر شود و فارسی را قویتر بنویسید و صحبت کنید.
حالا که با مترادفهای چیرگی آشنا شدید، بد نیست متضادهای آن را هم بدانید. متضادهای چیرگی عبارتند از: ضعف، سستی و شکست.
توصیه میکنیم این مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را حتماً بخوانید.
در پایان، برای درک بهتر معنی چیرگی، نگاهی به تعریف آن در لغتنامههای معروف فارسی میاندازیم. در لغتنامه دهخدا، چیرگی به معنی سیطره، استیلاء، پیروزی، چیره بودن، غلبه، تسلط، قهر، تفوق، برتری، دست و ید آمده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز معنی چیرگی، پیروزی و غلبه ذکر شده است. شما میتوانید از هرکدام از این معانی در نوشتهها و گفتار خود استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم اصلی تغییر کند.
مطالب بیشتر:
هم خانواده چیره
هم خانواده چرخش
هم خانواده چنین
هم خانواده قالب
هم خانواده قناعت
