شعر خانه متروک اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه خانه متروک از فروغ فرخزاد با شما هستیم.

دانم اکنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته دانم اکنون که طفلی به زاری ماتم از هجر مادر گرفته هر زمان می دود در خیالم نقشی از بستری خالی و سرد نقش دستی که کاویده نومید پیکری را در آن با غم و درد بینم آنجا کنار بخاری سایه قامتی سست و لرزان سایه بازوانی که گویی زندگی را رها کرده آسان دورتر کودکی خفته غمگین در بر دایه خسته و پیر بر سر نقش گلهای قالی سرنگون گشته فنجانی از شیر پنجره باز و در سایه آن رنگ گلها به زردی کشیده پرده افتاده بر شانه در آب گلدان به آخر رسیده گربه با دیده ای سرد و بی نور نرم و سنگین قدم میگذارد شمع در آخرین شعله خویش ره به سوی عدم میسپارد دانم اکنون کز آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته دانم اکنون که طفلی به زاری ماتم از هجر مادر گرفته لیک من خسته جان و پریشان می سپارم ره آرزو را بار من شعر و دلدار من شعر می روم تا بدست آرم او را

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *