با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه شبانه
-1 از احمد شاملو با شما هستیم.
شب،
تار شب،
بیدار شب،
سرشار است.
زیباتر شبی برای مردن.
آسمان را بگو از الماس ستارگانش خنجری به من دهد.
*
*
* شب،
سراسر شب،
یک سر ازحماسه دریای بهانه جو بیخواب مانده است.
دریای خالی دریای بی نوا .
.
.
*
*
* جنگل سالخورده به سنگینی نفسی کشید و جنبشی کرد و مرغی که از کرانه ماسه پوشیده پر کشیده بود غریو کشان به تالاب تیره گون در نشست.
تالاب تاریک سبک از خواب بر آمد و با لالای بی سکون دریای بیهوده باز به خوابی بی رؤیا فرو شد.
.
.
*
*
* جنگل با ناله و حماسه بیگانه است و زخم تر را با لعاب سبز خزه فرو می پوشد.
حماسه دریا از وحشت سکون و سکوت است.
*
*
* شب تار است شب بیمار ست از غریو دریای وحشت زده بیدار است شب از سایه ها و غریو دریا سر شار است،
زیبا تر شبی برای دوست داشتن.
با چشمان تو مرا به الماس ستاره های نیازی نیست،
با آسمان بگو