هم خانواده اقامت
واژههای همخانواده «اقامت» شامل مقیم، اقامه، مقام، قیم، قامت، قدمت و اقامتگاه میشوند. همه این کلمات از یک ریشه اصلی مشتق شدهاند و در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان مراجعه کنید.
در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آنها پشت سر هم قرار گیرند و از یک ریشه گرفته شده باشند، همخانواده گفته میشود. برای درک بهتر معنای «اقامت»، در ادامه به مترادفهای این کلمه نیز اشاره میکنیم.
مترادفهای کلمه اقامت عبارتاند از: اتراق، توقف، سکونت، ماندن، زیستن، ماندگاری، سکنا و ماندگار شدن. برای آشنایی بیشتر با معانی مختلف این واژه، خوب است که معانی ذکر شده در فرهنگهای لغت فارسی را نیز بررسی کنیم.
در فرهنگ معین، واژه اقامت به معنای به جا آوردن، جایگزیدن و زیستن آمده است. در لغتنامه دهخدا نیز همانند فرهنگ معین، این معانی بیان شدهاند.
فرهنگ عمید نیز کلمه اقامت را با تعریفهایی مانند برپا داشتن نماز، برپا داشتن، در جایی ماندن و اجازه یک کشور خارجی برای اقامت در آن معنا کرده است. تمام این تعاریف، به معنای اقامت نزدیک هستند و میتوانند در نوشتههای شما جایگزین یکدیگر شوند تا متن شما زیباتر شود و دایره واژگان شما گسترش یابد.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه انتقال
همخانواده کلمه اقدامات
همخانواده کلمه باقی
همخانواده کلمه بنیان