هم خانواده کلمه تصویر
واژه “تصویر” که ریشه عربی دارد، امروزه به شکلی گسترده در زبان فارسی به کار میرود. همه ما این کلمه را به خوبی میشناسیم و در گفتوگوهای روزمره از آن استفاده میکنیم. اگر دوست دارید با معنیهای مختلف، واژههای هممعنی و واژههای متضاد “تصویر” بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم تا پایان این نوشته با ما همراه باشید.
همخانوادههای واژه تصویر شامل این کلمات میشوند: تصاویر، تصور، مصور، صور و صورت. همانطور که مشاهده میکنید، این واژهها همگی از یک ریشه هستند و از نظر معنایی به یکدیگر نزدیک میباشند.
واژههای معادل فارسی برای تصویر عبارتاند از: نقاشی، نگاره، رخساره، فرتور و پیکره. همچنین واژههای متضاد تصویر شامل این موارد میشوند: بیشکل، بیرنگ، خیال، وهم، رویا و ابهام.
واژههای هممعنی و مترادف تصویر نیز اینها هستند: عکس، نقش، نگار، پرتره، تمثال، تندیس، شکل، شمایل، ترسیم و صورت. شما میتوانید در جملههای خود از این کلمات به جای واژه “تصویر” استفاده کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را بخوانید.
در پایان نگاهی به معنی واژه “تصویر” در فرهنگهای معتبر فارسی میاندازیم. در فرهنگ دهخدا، معنی تصویر “صورت کردن”، “صورت کشیدن” و “نقاشی کشیدن” بیان شده است. در فرهنگهای معین و عمید نیز این واژه به معنای “نقش زدن” و “ترسیم کردن” آمده است.