هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما

هم خانواده کلمه راهنما

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه راهنما

کلمهٔ راهنما یک واژهٔ فارسی است که از ریشهٔ «راه» ساخته شده است. هدایت نیز به معنای نشان دادن و راهنمایی کردن است تا مسیر درست مشخص شود.

واژه‌های هم‌خانوادهٔ راهنما عبارت‌اند از: راهنمایی، راه و راهنمود. همهٔ این کلمات از ریشهٔ «راه» آمده‌اند و از نظر معنی به هم پیوند دارند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده باید اصل و بنیاد واژه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه جمع + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جمع سری سر بزنید.

در واژه‌های فارسی، کلمات هم‌خانواده بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند و تنها در این صورت است که می‌توان گفت آن‌ها با هم هم‌خانواده هستند. برای اینکه بهتر با معنی و مفهوم واژهٔ راهنما آشنا شوید، در ادامه مترادف‌های آن را نیز بیان می‌کنیم.

مترادف‌های راهنما شامل این موارد است: بلد، هادی، هدایتگر، قافله‌سالار، امام، پیشوا، دلیل، راهبر، رهنما، مربی، رهبر، دفترچهٔ راهنما و هادی. برای درک بیشتر این واژه، خوب است معانی آن را در فرهنگ‌های لغت فارسی نیز بررسی کنیم.

برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان مراجعه کنید.

در این مقاله هم خانواده کلمه شکر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه شکر اطلاعات مفیدی آمده است.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه ناشناس + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ناشناس.

فرهنگ لغت دهخدا، راهنما را به معنای پیشوا، راه‌بلد، هادی، بلد و کسی که مسیر را می‌داند معنی کرده است. در لغت‌نامهٔ عمید نیز معناهایی مانند نشان‌دادن راه به دیگری، کار راهنما، نظارت بر رفت‌وآمد خودروها، رهبری و هدایت برای واژهٔ راهنما ذکر شده است.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *