هم خانواده کلمه زنده
کلمههای همخانواده «زنده» شامل زندگی و زندگانی میشوند. این واژهها از یک ریشه مشترک به وجود آمدهاند و سه حرف اصلی در همه آنها دیده میشود. از نظر معنایی نیز این کلمات به مفاهیم نزدیک به هم اشاره دارند.
برای درک بهتر معنای «زنده»، در ادامه معادلها و مفهومهای گوناگون آن را بیان میکنیم.
واژههای مترادف با «زنده» عبارتاند از:
جاندار، دارای حیات، پرانرژی، شاداب، سرحال، سبز، روشن، زندهدل، پایدار، مؤثر، آشکار، تند، چالاک، فرز، خرم، جذاب، سبکروح، شاد، پرجنبوجوش، تازه، دلنشین، سریع و فوری.
این واژهها هممعنی با «زنده» هستند و میتوانید در جملهسازی از آنها استفاده کنید. همچنین، یادگیری همخانوادهها و مترادفهای یک کلمه، دایره واژگان شما را گسترش میدهد و این کار، یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی است.
در مقابل، متضادهای «زنده» نیز — همانطور که احتمالاً حدس زدهاید — «مرده» و «بیجان» هستند.
در ادامه، معنی دقیق واژه «زنده» در فرهنگهای معتبر فارسی بررسی میشود. در لغتنامههای فارسی، «زنده» به موجود جاندار، انسان یا حیوانی که روح در بدن دارد، همچنین شاداب، سرحال و پر از نشاط معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه تقریر
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را بخوانید.