هم خانواده کلمه عمل
کلمه “عمل” در فارسی بسیار استفاده میشود و معانی گوناگونی دارد. در اصل به معنای کار و کردار است، اما در زمینه پزشکی نیز به معنای جراحی به کار میرود. پس برای فهمیدن معنای دقیق این واژه، باید به جمله و موقعیتی که در آن استفاده شده توجه کنید.
توصیه میکنیم این مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را حتماً بخوانید.
واژههای همخانواده “عمل” شامل مواردی مانند عوامل، عامل، معمول و عملیات میشود. این کلمات ریشه مشترکی دارند و معنی آنها نیز نزدیک به هم است. بنابراین میتوانید از آنها در جملهسازی و نوشتن متن استفاده کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه گذرگاه + مترادف و معانی کلمه گذرگاه را از دست ندهید.
پس از آشنایی با همخانوادههای “عمل”، خوب است با واژههای هممعنی آن نیز آشنا شوید. این کلمات مترادف به شما کمک میکنند معنای عمل را بهتر بفهمید و دایره لغاتتان را گسترش دهید. همچنین به تقویت زبان فارسی شما کمک خواهند کرد.
واژههای مترادف عمل عبارتند از: فعل، کار، پیشه، حرفه، ادا، ارتکاب، اقدام، رفتار، وظیفه، شغل و کردار. معادلهای فارسی این کلمه نیز کار، کنش و کردار است.
برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه حاضر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حاضر را مطالعه کنید.
در فرهنگهای مختلف فارسی، معانی متنوعی برای عمل نوشته شده است. به عنوان مثال، در لغتنامه دهخدا عمل به معنای انجام دادن، کار کردن و ساختن آمده است. در فرهنگ معین، رفتار، کردار و شغل دیوانی (به ویژه در امور مالی) معنی شده و در فرهنگ عمید نیز طرز کار، انجام کار و جراحی روی بدن انسان از معانی این واژه هستند.