هم خانواده کلمه وظیفه
کلمه “وظیفه” از زبان عربی وارد فارسی شده و به معنای “مسئولیت” است. حتماً شما هم این کلمه را زیاد شنیدهاید. برای مثال، معمولاً به دانشآموزان گفته میشود که وظیفه اصلی آنان درس خواندن است. در کل، وظیفه به معنای شغل و کاری است که بر عهدهی فرد گذاشته شده است.
در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، کلمات همخانواده و هممعنی آن را بررسی میکنیم. با ما همراه باشید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه زیارت + مترادف و معانی کلمه زیارت را بخوانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان مراجعه کنید.
برای یافتن کلمات همخانواده، ابتدا باید ریشه کلمه را پیدا کرد. کلمات همخانواده “وظیفه” عبارتند از: وظایف، موظف و وظیفهوند. این واژهها ریشه یکسانی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. شما میتوانید در جملهنویسی و انشا از این کلمات استفاده کنید تا نوشتهتان زیباتر و روانتر شود. معادلهای فارسی این کلمه نیز “خویشکاری” و “بایستگی” است.
همچنین کلمات زیادی هستند که معنایی مشابه “وظیفه” دارند، از جمله: تکلیف، مسئولیت، فریضه، عمل، کار، خدمت، رسالت، ماموریت، شغل، نقش، ماهیانه، مستمری، حقوق، رستاد، شهریه، معاش، مقرری، گذران و مواجب.
اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه حجت + مترادف و معانی کلمه حجت به شما کمک خواهد کرد.
در صورت علاقهمندی، مطلب هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر را از دست ندهید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه حتما + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حتما سر بزنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه پخته + معنی ، مترادف و متضاد کلمه پخته را بخوانید.
در پایان، برای درک بهتر این واژه، به معنی آن در فرهنگهای معتبر فارسی نگاهی میاندازیم. در لغتنامه دهخدا، وظیفه به معنای انجام یک مسئولیت شرعی و عرفی آمده است. در فرهنگهای معین و عمید نیز این کلمه به معنای شغل، کار، تکلیف دینی، جیره و مستمری، خدمت و کاری که انسان موظف به انجام آن است، تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه تکلیف