هم خانواده کلمه پخته + معنی ، مترادف و متضاد کلمه پخته

هم خانواده کلمه پخته

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه پخته

واژه‌های هم‌خانواده «پخته» شامل پخت، پختگی و پختن می‌شوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و از نظر مفهومی نیز به هم نزدیک هستند. شما می‌توانید از آن‌ها در جمله‌سازی و نوشتن متن‌های خود استفاده کنید تا نوشته‌تان شیوا و زیبا شود.

«پخته» در زبان فارسی به معنی چیزی است که با حرارت آمادهٔ خوردن شده باشد، یا به فردی دانا و با تجربه گفته می‌شود. در ادامه با آوردن معانی و کلمات هم‌معنی، شما را بیشتر با این واژه آشنا می‌کنیم.

مترادف‌های کلمه پخته عبارتند از: مطبوخ، آزموده، ماهر، کاربلد، باتجربه، زیرک، آماده، کامل، رسا، رسیده و پخته‌شده. این کلمات هم‌معنی با «پخته» هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید.

همچنین معادل فارسی پخته، «رسیده و آماده» است. متضادهای این واژه نیز شامل خام، نارس و نپخته می‌شود. حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های پخته آشنا شدید، خوب است معنی این کلمه را در کتاب‌های معروف لغت نیز بدانید.

در لغتنامهٔ دهخدا، پخته به معنای چیزی که با حرارت، قابل خوردن شده باشد، یا فردی با تجربه، محتاط و عاقل آمده است. در فرهنگ معین، این واژه به معنی رسیده، کامل، با تدبیر، آزموده و راحت‌طلب معنا شده است. در فرهنگ عمید نیز پخته به شخص کاردان، باتجربه و دانا اشاره دارد.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانواده کلمه دانا

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *