هم خانواده کلمه کشور + مترادف و معانی کلمه کشور

هم خانواده کلمه کشور

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه کشور

واژه‌های هم‌خانواده «کشور» شامل کشوری، کشورها، کشورگشا، کشورگشایی و کشورداری می‌شوند. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنی نیز به هم پیوند دارند.

«کشور» در زبان فارسی به معنای سرزمین، قلمرو یا مملکت است و همچنین به ناحیه بزرگی گفته می‌شود که چندین استان را در بر می‌گیرد و مردم آن از یک دولت پیروی می‌کنند.

یادگیری واژه‌های هم‌خانواده، مترادف و متضاد، روشی ساده و کاربردی برای تقویت زبان فارسی در دوره ابتدایی است. با یادگیری این موارد، معنای واژه‌ها را بهتر می‌فهمید و آن‌ها برای همیشه در ذهنتان می‌ماند.

واژه‌های مترادف کشور عبارت‌اند از: ارض، اقلیم، خطه، دیار، سرزمین، شهر، قلمرو، مرزوبوم، ملک، مملکت و ولایت. شما می‌توانید از این واژه‌ها به‌جای کلمه کشور استفاده کنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را از دست ندهید.

اکنون که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های کشور آشنا شدید، خوب است بدانید که معادل‌های فارسی این واژه عبارت‌اند از: سرزمین، مرز و بوم و میهن.

در لغتنامه دهخدا، کشور به معنای اقلیم، مملکت، پادشاهی و بخشی از زمین که حکومت مشخصی دارد، تعریف شده است. در فرهنگ معین نیز این واژه به معنای مملکت آمده و در فرهنگ عمید، کشور به معنی اقلیم، مملکت و سرزمین پهناوری است که شامل چندین استان می‌شود.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه وطن

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *