شعر با مرغ پنهان اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه با مرغ پنهان از سهراب سپهری با شما هستیم.

حرف ها دارم با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم و زمان را با صدایت می گشایی چه ترا دردی است کز نهان خلوت خود می زنی آوا و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟
در کجاهستی نهان ای مرغ زیر تور سبزه های تر یا درون شاخ های شوق ؟
می پری از روی چشم سبز یک مرداب یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال و پر ؟
هر کجا هستی بگو با من روی جاده نقش پایی نیست از دشمن آفتابی شو رعد دیگر پانمی کوبد به بام ابر مار برق از لانه اش بیرون نمی آید و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا روز خاموش است آرام است از چه دیگر می کنی پروا ؟

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *