شعر خاطره اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه خاطره از احمد شاملو با شما هستیم.

شب سراسر زنجیر ِ زنجره بود تا سحر،
سحرگه به‌ناگاه با قُشَعْریره‌ی درد در لطمه‌ی جان ِ ما جنگل از خواب واگشود مژگان ِ حیران ِ برگ‌اش را پلک ِ آشفته‌ی مرگ‌اش را،
و نعره‌ی اُزگَل ِ ارّه‌ی زنجیری سُرخ بر سبزی‌ نگران ِ دره فروریخت.
□ تا به کسالت ِ زرد ِ تابستان پناه آریم دل‌شکسته به‌ترک ِ کوه گفتیم.
۱۲ شهریور ِ ۱۳۷۲

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *