شعر دلسرد اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه دلسرد از سهراب سپهری با شما هستیم.

قصه ام دیگر زنگار گرفت با نفس های شبم پیوندی است پرتویی لغزد اگر بر لب او گویدم دل :
هوس لبخندی است خیره چشمانش با من گوید کو چراغی که فروزد دل ما ؟
هر که افسرد به جان با من گفت آتشی کو که بسوزد دل ما؟
خشت می افتد ازاین دیوار رنج بیهوده نگهبانش برد دست باید نرود سوی کلنگ سیل اگر آمد آسانش برد باد نمناک زمان می گذرد رنگ می ریزد از پیکر ما خانه را نقش فساد است به سقف سرنگون خواهد شد بر سرما گاه می لرزد با روی سکوت غولها سر به زمین می سایند پای در پیش مبادا بنهید چشم ها در ره شب می پایند تکیه گاهم اگر امشب لرزید بایدم دست به دیوار گرفت با نفس های شبم پیوندی است قصه ام دیگر زنگار گرفت

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *