شعر سرودی برای مرد روشن که به سایه رفت اثر احمد شاملو از کتاب شکوفتن در مه

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه سرودی برای مرد روشن که به سایه رفت از احمد شاملو با شما هستیم.

قناعت وار تکیده بود باریک وبلند چون پیامی دشوار در لغتی با چشمانی از سئوال و عسل و رخساری بر تافته از حقیقت و باد.
مردی با گردش ِ آب مردی مختصر که خلاصه خود بود.
خرخاکی ها در جنازه ات به سو‏‎‍ء ظن می نگرد.

*
*
* پیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند تسمه از گرده گاو ِ توفان کشیده بود.
بر پرت افتاده ترین راه ها پوزار کشیده بود رهگذری نا منتظر که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت.

*
*
* جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند که روز را پیشباز می رفتی،
هرچند سپیده تو را از آن پیشتر دمید که خروسان بانگ سحر کنند.

*
*
* مرغی در بال های یش شکفت زنی در پستانهایش باغی در درختش.
ما در عتاب تو می شکوفیم در شتابت مادر کتاب تو می شکوفیم در دفاع از لبخند تو که یقین است و باور است.
دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *