شعر شورم را اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه شورم را از سهراب سپهری با شما هستیم.

من سازم :
بندی آوازم برگیرم بنوازم بر تارم زخمخ لا می زنن راه فنا می زن من دودم می پیچم می لغزم نابودم می سوزم می سوزم فانوس تمنایم گل کن تو مرا ودرآ آیینه شدم از روشن و از سایه بری بودم دیو و پری آمد دیو و پری بودم در بی خبری بودم قرآن بالای سرم بالش من انجیل بستر من تورات و زبر پوشم اوستا می بینم خواب بودایی در نیلوفر آب هر جا گلهای نیایش رست من چیدم دسته گلی دارم محراب تو دور از دست :
او بالا من در پست خوشبو سخنم نی ؟
باد بیا می بردم بیتوشه شدم در کوه کجا گل چیدم گل خوردم در رگ ها همهمه ای دارم از چشمه خود آبم زن آبم زن و به من یک قطره گوارا کن شورم را زیبا کن باد انگیز درهای سخن بشکن جاپای صدا می روب هم دود چرا می بر هم موج من و ما و شما می بر ز شبنم تا لاله بیرنگی پل بنشان زین رویا در چشمم گل بنشان گل بنشان

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *