با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه طرحهای زمستانی 1 از احمد شاملو با شما هستیم.
چرکمردهگی پُرجوش و جنجال ِ کلاغان و سپیدی درازگوی برف.
.
.
تهسُفرهی تکانیده به مرز ِ کَرت تنها حادثه است.
مرد ِ پُشت ِ دریچهی ِ زردتاب به خورجین ِ کنار ِ در مینگرد.
جهان اندوهگن رهاشده با خویش.
و در آن سوی نهالستان ِ عریان هیچ چیز از واقعه سخنی نمیگوید.
۲۱ بهمن ِ ۱۳۷۵ ۲ آسمان بیگذر از شفق به تاریکی درنشست.
دود ِ رقیق از در و درز ِ بام بوی تپاله میپراکَنَد.
کنار ِ چراغ ِ کلبه نقلی ناشنیده میگوید بوتهی زرد و سُرخ ِ سَربند و در تَویلهی تاریک هنوز از گُردهی یابوی خسته بخار بر میخیزد.
۳۱ بهمن ِ ۱۳۷۵