شعر قایق اثر نیما یوشیج از کتاب مجموعه اشعار

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران سایت هشتینو. امروز با ارائه شعر زیبای قایق اثر نیما یوشیج با شما خواهیم بود.

من چهره ام گرفته من قایقم نشسته به خشکی با قایقم نشسته به خشکی فریاد می زنم:
« وامانده در عذابم انداخته است در راه پر مخافت این ساحل خراب و فاصله است آب امدادی ای رفیقان با من.
»
گل کرده است پوزخندشان اما بر من، بر قایقم که نه موزون بر حرفهایم در چه ره و رسم بر التهابم از حد بیرون.
در التهابم از حد بیرون فریاد بر می آید از من:
« در وقت مرگ که با مرگ جز بیم نیستیّ وخطر نیست، هزّالی و جلافت و غوغای هست و نیست سهو است و جز به پاس ضرر نیست.
»
با سهوشان من سهو می خرم از حرفهای کامشکن شان من درد می برم خون از درون دردم سرریز می کند!
من آب را چگونه کنم خشک؟
فریاد می زنم.
من چهره ام گرفته من قایقم نشسته به خشکی مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:
یک دست بی صداست من، دست من کمک ز دست شما می کند طلب.
فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر فریاد من رسا من از برای راه خلاص خود و شما فریاد می زنم.
فریاد می زنم!
1331

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *