شعر گردش سایه ها اثر سهراب سپهری از کتاب آوار آفتاب

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه گردش سایه ها از سهراب سپهری با شما هستیم.

انجیر کهن سر زندگی اش رامی گسترد زمین باران را صدا می زند گردش ماهی آب را می شیارد باد میگذرد چلچله می چرخد و نگاه من کم می شود ماهی زنجیری آب است و من زنجیری رنج نگاهت خاک شدنی لبخندت پلاسیدنی است سایه را بر تو فرو افکنده ام تا بت من شوی نزدیک تو می آیم بوی بیابان می شنوم :
به تو می رسم تنها می شوم کنار توتنهاتر شدهام از تو تا اوج تو زندگی من گسترده است از من تا من تو گسترده ای با تو بر خوردم به راز پرستش پیوستم از تو براه افتادم به جلوه رنج رسیدم و با اینهمه ای شفاف با این همهای شگرف مرا راهی از تو بدر نیست زمین باران را صدا می زند من ترا پیکرت را زنجیری دستانم می سازم تا زمان را زندانی کنم باد می دود و خاکسترش تلاشم را می برد چلچله می چرخد گردش ماهی آب را می شیارد فواره می جهد :
‌ لحظه من پر می شود

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *