هم خانواده کلمه حج
واژههای همخانواده «حج» شامل حجاج، حاجی و حاجیان میشود. این کلمات چون سه حرف اصلی مشترک دارند، ریشه یکسانی داشته و به عنوان واژههای همخانواده شناخته میشوند. حج در زبان عربی به معنای قصد کردن برای طواف کعبه یا زیارت خانه خدا است.
مترادفهای کلمه حج نیز عبارتاند از: زیارت، زیارت کعبه، آهنگ، حرکت، قصد، آهنگ کردن، قصد کردن، به زیارت رفتن و با دلیل غلبه کردن. شما میتوانید از هر یک از این واژهها به جای حج در جملات خود استفاده کنید.
پس از آشنایی با مترادفها و همخانوادههای حج، خوب است معادل فارسی آن را نیز بدانید. معادل فارسی حج، واژههایی مانند زیارت و زیارت خانه خدا است. برای درک بهتر معنای این کلمه، به تعریف آن در فرهنگهای مختلف نگاهی میاندازیم:
در فرهنگ دهخدا، حج به معنای قصد طواف کعبه، به جا آوردن حج و زیارت خانه خدا آمده است. فرهنگ معین نیز آن را به معنای قصد کردن و قصد زیارت کعبه کردن میداند. در فرهنگ عمید هم این واژه به زیارت خانه خدا و انواع حج اشاره دارد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه سفر