هم خانواده کلمه خلق
واژه «خلق» دارای خانوادهای از کلمات است که شامل خالق، مخلوق و خلاق میشود. همه این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شدهاند. معنای این واژه بستگی به این دارد که روی حرف «خ» آن فتحه باشد یا ضمه. اگر روی «خ» فتحه قرار گیرد، به معنای آفرینش یا گروهی از مردم است. اما اگر روی آن ضمه باشد، به حالت و منش افراد اشاره دارد. این معانی مختلف در جایگاه خود به کار میروند و شما با توجه به موقعیت میتوانید از آنها استفاده کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را از دست ندهید.
معادلهای فارسی این کلمه عبارتاند از: آفریده، آفرینش، نوآوری، خوی، رفتار، سرشت، فرخوی، توده و مردم. یادگیری این واژهها به شما کمک میکند تا معنای «خلق» را بهتر بفهمید و راحتتر از آن در جملههای خود استفاده کنید.
همچنین مترادفهای زیادی برای این واژه وجود دارد، از جمله: اخلاق، خصلت، خو، طبع، عادت، مزاج، طبیعت، منش، آفرینش، ابداع، ایجاد، مخلوق، مردم، ملت، شهروند، انسان و بسیاری دیگر.
در لغتنامه دهخدا برای خلق معنیهایی مانند آفریدن، ابداع کردن و ایجاد کردن آورده شده است. فرهنگ عمید آن را به معنای آفرینش و به وجود آوردن معرفی میکند. فرهنگ معین نیز خلق را به خوی، خوشخویی و نیکخویی معنا کرده است. در فرهنگ واژههای فارسی سره نیز مردم، آفرینش، نوآوری و ویژگیهای اخلاقی انسان به عنوان معنی خلق در نظر گرفته شدهاست.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه خالق