هم خانواده زبان
کلمههای «زبانی»، «همزبان» و «زبانرد» با واژه «زبان» همخانواده هستند. این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شدهاند و معمولاً معنی نزدیک به هم دارند.
«زبان» یک کلمه فارسی است که دو معنی اصلی دارد:
– اول: اندامی ماهیچهای در دهان
– دوم: منظور از صداها و نشانههایی است که برای صحبت کردن به کار میرود.
یکی از آسانترین روشها برای پیدا کردن کلمات همخانواده، توجه به ریشه کلمه است. ریشه یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل میشود که در کلمات همخانواده تکرار میشود.
واژههای مترادف «زبان» شامل «کلام»، «لسان»، «لهجه» و «اصطلاح» میشوند. شما میتوانید در نوشتن جملهها از این کلمات به جای یکدیگر استفاده کنید. همچنین، یادگیری همخانواده و مترادف یک کلمه، دایره واژگان شما را گسترش میدهد و این کار، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان مراجعه کنید.
حالا که با همخانواده و مترادف کلمه «زبان» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگهای معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این فرهنگها وجود دارد، به شما کمک میکند تا معنی کامل یک واژه را بهتر بفهمید.
در لغتنامه دهخدا، «زبان» به معنی «لسان»، اندام ماهیچهای درون دهان، طرز تلفظ و صدا، و همچنین نشانهها و آواها آمده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز این واژه به عنوان «لسان» و عضوی درون دهان معرفی شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه نو
همخانواده کلمه مطمئن
همخانواده کلمه گرم
همخانواده کلمه نسخه