هم خانواده سرخ
کلماتی مانند سرخابی، سرخک و سرخاب، همخانوادهٔ واژهٔ سرخ هستند. این واژهها از ریشهٔ اصلی «سرخ» گرفته شدهاند و در سه حرف اصلی با هم مشترکاند. به کلماتی که حروف اصلی آنها پشتسرهم بیایند و از یک ریشه باشند، همخانواده گفته میشود.
یادگیری کلمات همخانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و به گسترش دایرهٔ واژگان شما کمک میکند. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با معنی واژهٔ سرخ، مترادفها و معانی آن را در لغتنامههای فارسی مرور میکنیم. با ما همراه باشید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان سر بزنید.
مترادفهای کلمهٔ سرخ عبارتاند از: گلگون، لالهگون، کمونیست، گلرنگ، آل، قرمز و حمرا. این واژهها هممعنی با سرخ هستند و میتوانید از آنها بهجای سرخ در جملههای خود استفاده کنید.
برای درک بهتر و دقیقترِ واژهٔ سرخ، خوب است که به لغتنامههای فارسی مراجعه کنیم و معانی مختلف آن را مقایسه کنیم.
در فرهنگ عمید، برای سرخ معناهایی مانند قرمز، گلگون، یکی از سه رنگ اصلی، و هر چیزی که به رنگ خون باشد، ذکر شده است.
در لغتنامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، این واژه به صورتهای شنجرف، خرمایی، دارچینی، حنایی و رنگ قرمز معنا شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ پیوند
همخانوادهٔ کلمهٔ اقامت
همخانوادهٔ کلمهٔ انتقال
همخانوادهٔ کلمهٔ اقدامات