هم خانواده کلمه طبیعت + مترادف و معانی کلمه طبیعت

هم خانواده کلمه طبیعت

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه طبیعت

واژه «طبیعت» در زبان فارسی بسیار رایج است و همه ما از گشت‌وگذار در طبیعت لذت می‌بریم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید این واژه ریشه عربی دارد و در فارسی به معنای «زیستگاه» و «سرشت» به کار می‌رود. این کلمه معانی گوناگونی دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

واژه‌های هم‌خانواده طبیعت عبارت‌اند از: طبیعی، طبایع، طبع، طباع و مطبوع.
معادل‌های فارسی این کلمه نیز شامل این موارد می‌شود: زیستگاه، سرشت، نهاد، خوی، خیم، کیاناد و نیاد. احتمالاً برخی از این واژه‌ها را می‌شناسید.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان بیابید.

همچنین مترادف‌های کلمه طبیعت شامل این موارد است: آفرینش، سرشت، طبع، عادت، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، غریزه، فطرت، مزاج، خمیره، منش، نهاد، جهان خوی، ذات، دنیا، روزگار، دهر و عالم.

بهتر است بدانید که واژه‌های هم‌خانواده معمولاً معنایی نزدیک به کلمه اصلی دارند، در حالی که مترادف‌ها دقیقاً هم‌معنی آن هستند. یادگیری و به کار بردن این واژه‌ها به شما کمک می‌کند تا هم نوشته‌های روان‌تر و زیباتری داشته باشید و هم دایره لغات فارسی خود را گسترش دهید.

معنای دقیق واژه طبیعت در فرهنگ‌های مختلف فارسی به طور کامل توضیح داده شده است. برای مثال، در لغت‌نامه دهخدا، طبیعت به معنای سرشت، نهاد، سلیقه، گوهر و آب و گل آمده است.

فرهنگ معین نیز این واژه را به معنای خوی، سرشت و بخشی از جهان که ساخته دست بشر نیست تعریف کرده است. از سوی دیگر، فرهنگ عمید طبیعت را بخشی از جهان می‌داند که آفریده خداوند است؛ مانند جانوران، کوه‌ها، جنگل‌ها، گیاهان، دریاها، بیابان‌ها و کل جهان هستی.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *