هم خانواده کلمه وصف
خانواده کلمه «وصف» شامل اوصاف، توصیف، موصوف و صفات میشود. جالب است بدانید که معادلهای فارسی وصف، عبارتند از: ستایش، فروزه و ارج. این واژه ریشه عربی دارد و به معنای تعریف کردن از یک چیز یا یک شخص است.
شاید شما هم این کلمه را شنیده باشید، اما آیا واژههای هممعنی آن را هم میشناسید؟ اگر دوست دارید معانی دیگر وصف و کلمات مترادف آن را بدانید، در ادامه با ما همراه باشید.
مترادفهای کلمه وصف عبارتند از: تعریف، توصیف، تبیین، تشریح، مدح، شرح و ستایش. یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره واژگان، یادگیری کلمات همخانواده و مترادف است. این کار به شما کمک میکند در انشا نویسی بهتر شوید و جملههای زیباتی بنویسید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان پیدا کنید.
حالا که با مترادفها و خانواده کلمه وصف آشنا شدید، خوب است معنی این واژه را در فرهنگهای مختلف فارسی نیز بدانید. در فرهنگ معین، وصف به معنای بیان کردن شرح حال و ویژگیهای یک شخص یا چیز آمده است.
در لغتنامه دهخدا، وصف به معنای تمایل به نیکخویی معنی شده است. در فرهنگ واژگان فارسی هوشیار نیز، وصف به معنی شرح دادن و توصیف کردن چیزی به شکل خوب و زیبا ذکر شده است. در پایان بد نیست بدانید متضاد کلمه وصف، انتقاد و تنقید است که به معنای شرح یا توصیف چیزی به شکل بد است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه شرح
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره هم خانواده کلمه زیارت + مترادف و معانی کلمه زیارت بیابید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه پخته + معنی ، مترادف و متضاد کلمه پخته را مطالعه کنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه حتما + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حتما سر بزنید.