هم خانواده کلمه کوچ
واژههای همخانواده «کوچ» عبارتند از: کوچنشین، کوچنده، کوچرو و کوچیدن. همه این کلمات ریشه مشترکی با «کوچ» دارند و از نظر معنی نیز به هم پیوند خوردهاند.
معنای اصلی کلمه «کوچ»، جابجایی گروهی از افراد از یک سرزمین به سرزمین دیگر است. برای نمونه، عشایر ایران هر ساله از نقطهای به نقطهای دیگر کوچ میکنند. در ادامه با آوردن مترادفها و تعریفهای این واژه از فرهنگهای مختلف، به درک بهتر معنای آن کمک میکنیم.
مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان حاوی اطلاعات جامعی است.
مترادفهای «کوچ» شامل واژههایی مانند جابجایی، رحلت، سفر، مهاجرت، نقل مکان و هجرت است. شما میتوانید از این کلمات به عنوان جایگزینهای «کوچ» استفاده کنید.
همچنین خوب است بدانید که معادل فارسی «کوچ»، جابجایی، تغییر مکان یا مهاجرت است. متضاد این کلمه نیز «ماندن» یا «اقامت» میباشد.
در لغتنامه دهخدا، «کوچ» به معنای قبیلهای در حال مهاجرت آمده است. در فرهنگ معین، این واژه به حرکت گروهی از مکانی به مکان دیگر، و نیز معناهای دیگری مانند لوچ، احوال، جغد و بوم اشاره شده است. در فرهنگ عمید نیز «کوچ» به معنای طایفه، دودمان و خانواده به کار رفته است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه سفر