در گذشته، قومی به نام «عاد» زندگی میکردند که پیامبری به نام هود (علیه السلام) برای هدایت آنان فرستاده شد. این قوم در منطقهای به نام «احقاف» که سرزمینی پر از تپههای شن و ماسه بود، سکونت داشتند.
آنها از نظر قدرت بدنی و فناوری بسیار پیشرفته بودند. شهرهای آباد و خانههای مجللی ساخته بودند و در زندگی خود مغرور و سرکش شده بودند. به جای پرستش خداوند یکتا، به بتهای مختلفی روی آورده و آنها را میپرستیدند.
حضرت هود (ع) که از میان خودشان بود، به سوی آنان آمد. او به مردمش گفت: «چرا چیزهایی را میپرستید که هیچ سود و زیانی ندارند؟ تنها خدا را بپرستید که آفریننده شماست. از گناه و سرکشی دست بردارید و به من ایمان بیاورید تا از رحمت خدا برخوردار شوید.»
اما قوم عاد، سخنان هود (ع) را مسخره کردند و گفتند: «تو انسان سادهای بیش نیستی و ما تو را دروغگو میدانیم.» آنها بر گناه و تکبر خود اصرار ورزیدند و هشدارهای پیامبرشان را نادیده گرفتند.
به خاطر سرکشی و ایمان نیاوردنشان، عذاب سختی از سوی خداوند نازل شد. بادی بسیار سرد، سخت و وحشتناک به مدت هفت شب و هشت روز بر آنان وزید. این طوفان، همه چیز را نابود کرد و قوم عاد را از بین برد؛ گویی هرگز در آن سرزمین زندگی نکرده بودند.
سرنوشت قوم عاد، درس عبرتی برای همه مردم است که نشان میدهد غرور، ناسپاسی و نافرمانی از خداوند، چه عاقبت تلخی به دنبال دارد.

قوم عاد از نسل فردی به نام عاد بن عوص بودند و از عربهای قدیم به شمار میرفتند. آنها پس از قوم نوح میزیستند و سرزمینشان «احقاف» نام داشت؛ هرچند که دربارهٔ مکان دقیق آن نظرهای گوناگونی وجود دارد. این مردم در رفاه و ناز زندگی میکردند و خداوند نعمتهای فراوانی به آنان داده بود، اما به سبب نافرمانی از خدا و پیامبرشان، حضرت هود (ع)، دچار عذاب الهی شدند و نابود گشتند.
در قرآن کریم 24 بار به قوم عاد اشاره شده است.
ویژگیهای قوم عاد
در قرآن و روایات، خصوصیات و ویژگیهایی درباره قوم عاد بیان شده است که از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره کرد:
– مردمان قوم عاد بسیار بلندقامت بودند و ارتفاع بدن آنان به اندازه درخت نخل میرسید. بر اساس روایات، بلندقدترین افراد این قوم حدود ۱۰۰ ذراع و کوتاهقدترین آنها حدود ۷۰ ذراع قد داشتند.
– آنان جثههای درشت، بدنهای فربه و نیروی جسمانی زیادی داشتند.
– این قوم برای سکونت خود، خانهها و بناهای بسیار بزرگ و مستحکمی میساختند.
– آنها دارای تمدنی پیشرفته و توسعهیافته بودند.
– در سرزمینهای حاصلخیز و شهرهای آباد و پررونق زندگی میکردند.
– محل زندگی آنان منطقه «احقاف» بود. احقاف سرزمینی ماسهای و دارای تپههای شنی متحرک بوده که با وزش باد، این شنها روی هم انباشته میشدند و شکلهای پیچیده و ناهمواری به وجود میآوردند.
گناه قوم عاد چه بود؟
قوم عاد به پیام حضرت هود (ع) که آنها را به پرستش خدای یگانه دعوت میکرد، گوش ندادند و در عوض، از فرمانروایان ستمگر و سرکش خود پیروی کردند. به بیان دیگر، این قوم مرتکب سه اشتباه بزرگ شدند: اول اینکه دستورات پیامبر خدا را انجام ندادند، دوم اینکه نشانههای پروردگار را انکار کردند و سوم از افراد ظالم و ستمگر میان خود اطاعت کردند.
این سه گناه باعث شد که راه رحمت و بخشش به روی آنها بسته شود. چون آنها بر لجاجت و سرکشی خود پافشاری کردند و هرگز توبه نکردند، سرانجام دچار عذاب الهی شدند.
خلاصه داستان قوم عاد
قوم عاد در سرزمینی بینظیر و حاصلخیز زندگی میکردند. آنجا پر از نخلستانهای پربار، باغهای سرسبز و زمینهای کشاورزی فراوان بود. آنها خانههای محکم و باشکوهی از سنگ میساختند و زندگی پیشرفته و مرفهی داشتند.
اما آنها به جای پرستش خدا، به بتپرستی روی آورده بودند و برای خودشان بت میساختند و آنها را عبادت میکردند. آنها آنقدر به قدرت و ثروت خود مغرور شده بودند که گمان میکردند برای همیشه زنده خواهند ماند؛ به همین خاطر، مخزنهای آب بزرگی در زمین حفر کردند. آنها از قدرتمندان ستمگر خود نیز اطاعت میکردند.
با گسترش سرزمینشان، سرکشی و گردنکشی آنها نیز بیشتر شد. در این زمان، خداوند پیامبری از جنس خودشان به نام حضرت هود (ع) را به سوی آنها فرستاد. حضرت هود (ع) آنها را به پرستش خدای یکتا و ترک گناه دعوت کرد و با دلسوزی تمام سعی کرد آنها را به راه درست هدایت کند؛ اما تلاشهای او نتیجهای نداد.
آنها سخنان خدا را انکار کردند و دعوت پیامبرشان را نپذیرفتند. همچنان از فرمانروایان ستمگر پیروی کردند و به همین دلیل، از رحمت خدا دور شدند و گرفتار خشکسالی طولانیمدتی گشتند.
حضرت هود (ع) به آنها گفت که اگر توبه کنند و به سوی خدا بازگردند، خشکسالی پایان مییابد و خداوند دوباره نعمتهایش را به آنها میبخشد و قدرتشان را افزایش میدهد؛ اما آنها باز هم قبول نکردند.
پس از سه سال خشکسالی و ادامه سرکشی، ابری سیاه در آسمان دیدند و خوشحال شدند، چون فکر کردند باران میآید؛ اما این ابر، نشانه پایان مهلت و آغاز عذاب الهی بود.
تندبادی سهمگین، سرد و پرسر و صدا که هیچ بارانی با خود نداشت، شروع به وزیدن کرد. این باد هشت روز و هفت شب بدون وقفه وزید و همه چیز را نابود کرد: قصرهای بلند، قلعههای مستحکم، مزارع و شهرهای آباد. چیزی جز ویرانه و تودههای شن و خاک بر جای نماند.
پس از نابودی این قوم ستمگر، حضرت هود (ع) به همراه کسانی که به او ایمان آورده بودند، آن سرزمین را ترک کردند و به سوی مکه کوچ کردند.
خلاصه داستان قوم عاد از زبان قرآن
خداوند در آیات ۲۱ تا ۲۸ سوره احقاف میفرماید:
یاد کن برادر قوم عاد، حضرت هود (ع) را، آنگاه که مردم عاد را در سرزمین احقاف هشدار داد. پیش از او و پس از او نیز پیامبرانی برای بیم دادنشان آمده بودند که: تنها خدا را عبادت کنید، زیرا من از عذاب روزی بزرگ بر شما میترسم.
آنها گفتند: آیا تو آمدی تا ما را از خدایانمان بازداری؟ اگر راست میگویی، آن عذابی که به ما وعده میدهی بیاور.
هود (ع) پاسخ داد: تنها خداوند است که آگاه به زمان این عذاب است. من تنها رسالتی را که به عهدهام گذاشته شده بیان میکنم، ولی شما را قومی میبینم که نمیفهمید.
وقتی عذاب را دیدند، به صورت ابری پهناور که به سوی زمینهایشان پیش میآمد، گفتند: این ابری است که برایمان باران میآورد. اما به آنها گفته شد: این همان چیزی است که با عجله درخواست میکردید؛ بادی است که در آن عذابی دردناک است.
آن باد، همه چیز را به فرمان خدا نابود کرد، تا جایی که صبح کردند و جز خانههای ویرانشان چیزی دیده نمیشد. ما گنهکاران را اینچنین مجازات میکنیم.
ما به آن قوم، امکانات و قدرتی داده بودیم که به شما ندادهایم؛ و به آنان گوش و چشم و دل بخشیدیم، اما اینها در برابر عذاب سودی برایشان نداشت، چون آیات ما را انکار میکردند و سرانجام عذابی که مسخره میکردند به سراغشان آمد.
ما مردمی را که اطراف شما بودند نیز به خاطر گناهانشان نابود کردیم و آیات خود را به شیوههای مختلف برایشان بیان کردیم، شاید که بازگردند.
پس چرا معبودانی که به جای خدا میپرستیدید و گمان میکردید سبب نزدیکی شما به خدایند، وقتی عذاب آمد یاریتان نکردند؟ بلکه نابود شدند. این بود سرانجام دروغها و تهمتهایی که میبستند.
همه اینها درباره قوم ثمود نیز صدق میکند.