شعر ای همه سیما ها اثر سهراب سپهری از کتاب آوار آفتاب

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه ای همه سیما ها از سهراب سپهری با شما هستیم.

درسرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست شب گلدان پنجره ما را ربوده است پرده ما دروحشت نوسان خشکیده است اینجا ای همه لب ها لبخندی ابهام جان را پهنا می دهد پرتو فانوس ما در نیمه راه میان ما و شب هستی مرده است ستون های مهتابی ما را پیچک اندیشه فرو بلعیده است اینجا نقش گلیمی و آنجا نرده ای ما را از آستانه ما بدر برده است ای همه هوشیاران بر چه باغی در نگشودیم که عطر فریبی به تالار نهفته ما نریخت ؟
ای همه کودکی ها!
بر چه سبزهای ندویدیم که شبنم اندوهی برمانفشاند غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم ای همه خستگان در کجا شهپر ما از سبکبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟
ستاره زهره از چاه افق برآمد کنار نرده مهتابی ما کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید در چه دیاری آیا اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید ؟
ای همه همسایه ها در خورشیدی دیگر خورشیدی دیگر

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *