شعر باغی در صدا اثر سهراب سپهری از کتاب زندگی خوابها

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه باغی در صدا از سهراب سپهری با شما هستیم.

در باغی رها شده بودم نوری بیرنگ و سبک بر من می وزید آیا من خود بدین باغ آمده بودم و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود ؟
هوای باغ از من می گذشت اخ و برگش در وجودم م یلغزید آیا این باغ سایه روحی نبود که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود ؟
ناگهان صدایی باغ را در خود جا داد صدایی که به هیچ شباهت داشت گویی عطری خودش را در آیینه تماشا می کرد همیشه از روزنه ای نا پیدا این صدا در تاریکی زندگی ام رها شده بود سر چشمه صدا گم بود من ناگاه آمده بودم خستگی در من نبود راهی پیموده نشد آیا پیش از این زندگی ام فضایی دیگر داشت ؟
ناگهان رنگی دمید پیکری روی علفها افتاده بود انشانی که شباهت دوری با خود داشت باغ درته چشمانش بود و جا پای صدا همراه تپشهایش زندگی اش آهسته بود وجودش بی خبری شفافم را آشفته بود وزشی برخاست دریچه ای بر خیرگی ام گشود روشنی تندی به باغ آمد باغ می پژمرد و من به درون دریچه رها می شدم

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *