شعر بیراهه ای در آفتاب اثر سهراب سپهری از کتاب آوار آفتاب

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه بیراهه ای در آفتاب از سهراب سپهری با شما هستیم.

ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست پارو زن ما را بسته است در پی صبحی بی خورشیدیم با هجوم گل ها چه کنیم ؟
جویای شبانه نابیم با شبیخون روزن ها چه کنیم آن سوی باغ دست ما به میوه بالا نرسید وزیدیم و دریچه به آیینه گشود به درون شدیم و شبستان ما را نشناخت به خاک افتادیم و چهره ما نقش او به زمین نهاد تاریکی محراب آکنده ماست سقف از ما لبریز دیوار از ما ایوان از ما از لبخند تا سردی سنگ خاموشی غم از کودکی ما تااین نسیم شکوفه باران فریب برگردیم که میان ما و گلبرگ گرداب شکفتن است موج برون به صخره ما نمی رسد ما جدا افتاده ایم و ستارههمدردی از شب هستی سر می زند ما می رویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟
ما می گذریم و آیا غمی بر جای ما در سایه ها خواهد نشست ؟
برویم از سایه نی شاید جایی ساقه آخرین گل برتر را در سبد ما افکند

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *