شعر تراو اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه تراو از سهراب سپهری با شما هستیم.

درآ که کران را بر چیدم خاک زمان رفتم آب نگر پاشیدم در سفالینه چشم صد برگ نگه بنشاندم بنشستم آیینه شکستم تا سرشار تو من باشم و من جامه نهادم رشته گسستم زیبایان خندیدند خواب چرا دادمشان خوابیدند غوکی می جست اندوهش دادم و نشست در کشت گمان هر سبزه لگد کردم از هر بیشه شوری به سبد کردم بوی تو می آمد به صدا تیرو به روان پر دادم آواز درآ سردادم پژواک تو می پیچد چکه شدم از بام صدا لغزیدم و شنیدم یک هیچ ترادیدم و دویدم آب تجلی تو نوشیدم و دمیدم

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *