شعر تنها باد اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه تنها باد از سهراب سپهری با شما هستیم.

سایه شدم و صدا کردم کو مرز پریدن ها دیدن ها ؟
کو اوج نه من دره او ؟
و ندا آمد :
لب بسته بپو مرغی رفت تنها بود پر شد جام شگفت و ندا آمد :
بر تو گوارا باد تنهایی تنها باد دستم در کوه سحر او می چید او می چید و ندا آمد و هجومی از خورشید از صخره شدم بالا در هر گام دنیایی تنهاتر زیباتر و ندا آمد :
بالاتر بالاتر آوازی از ره دور :
‌ جنگل ها می خوانند ؟
و ندا آمد :
خلوت ها می آیند وشیاری ز هراس و ندا آمد :
یادی بود پیدا شد پهنه چه زیبا شد او آمد پرده ز هم وا باید درها ها و ندا آمد :
پرها هم

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *