شعر فراغی اثر احمد شاملو از کتاب دشنه در دیس

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه فراغی از احمد شاملو با شما هستیم.

چه بی تابه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!
چه بی تابه تو را طلب می کنم!
بر پشت ِ سمندی گوئی نوزین که قرارش نیست.
و فاصله تجربه ئی بیهوده است.
بوی پیرهنت،
این جا و اکنون.
ـ کوه ها در فاصله سردند.
دست در کوپه وبستر حضور مانوس ِ دست تو را می جوید،
و به راه اندیشیدن یاس را رج می زند بی نجوای ِ انگشتانت فقط.

– و جهان از هر سلامی خالی است

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *