شعر كو قطره وهم اثر سهراب سپهری از کتاب آوار آفتاب

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه كو قطره وهم از سهراب سپهری با شما هستیم.

سر برداشتم زنبوری در خیالم پرزد یا جنبش ابری خوابم را شکافت ؟
در بیداری سهمناک آهنگی دریا نوسان شنیدم به شکوه لب بستگی یک ریگ و از کنار زمان برخاستم هنگام بزرگ بر لبانم خاموشی نشانده بود در خورشید چمن ها خزنده ای یدده گشود چشمانش بیکرانی برکه را نوشید بازی سایه پروازش را به زمین کشید و کبوتری در بارش آفتاب به رویا بود پهنه چشمانم جولانگاه تو باد چشم انداز بزرگ در این جوش شگفتانگیز کو قطره وهم ؟
بال ها سایه پرواز را گم کرده اند گلبرگ سنگینی زنبور را انتظار می کشد به طراوت خاک دست می کشم نمناکی چندشی بر انگشتانم نمی نشیند به آب روان نزدیک می شوم نا پیدایی دو کرانه را زمزمه می کند رمز ها چون انار ترک خورده نیمه شکفته اند جوانه شور مرا دریاب نورسته زود آشنا درود ای لحظه شفاف در بیکران تو زنبوری پر می زند

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *