شعر گفتی که باد مرده است اثر احمد شاملو از کتاب دشنه در دیس

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام به کاربران هشتینو، با ارائه گفتی که باد مرده است از احمد شاملو با شما هستیم.

گفتی که:

« باد،
مرده ست!
از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش بر آسیاب ِ خون،
نشکسته در به قلعه بیداد،
بر خاک نفکنیده یکی کاخ باژگون.
مرده ست باد!
»
گفتی:

« بر تیزه های کوه با پیکرش،
فروشنده در خون،
افسرده است باد!
»
تو بارها و بارها با زندگیت شرمساری از مردگان کشیده ای.
این را،
من همچون تبی ـ درست همچون تبی که خون به رگم خشک می کند احساس کرده ام.
) وقتی که بی امید وپریشان گفتی:

«مرده ست باد!
بر تیزه های کوه با پیکر کشیده به خونش افسرده است باد!
»
ـ آنان که سهم شان را از باد با دوستا قبان معاوضه کردند در دخمه های تسمه و زرد آب،
گفتند در جواب تو،
با کبر دردشان:

« ـ زنده ست باد!
تا زنده است باد!
توفان آخرین را در کار گاه ِ فکرت ِ رعد اندیش ترسیم می کند،
کبر کثیف ِ کوه ِ غلط را بر خاک افکنیدن تعلیم می کند !
»
(آنان ایمانشان ملاطی از خون و پاره سنگ و عقاب است.
)
*
*
* گفتند:

«
– باد زنده است،
بیدار ِ کار ِ خویش هشیار ِ کار ِ خویش!
»
گفتی:

«
– نه !
مرده باد!
زخمی عظیم مهلک از کوه خورده باد!
»
تو بارها و بارها با زندگیت شر مساری از مردگان کشیده ای،
این را من همچون تبی که خون به رگم خشک می کند احساس کرده ام

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *