واژههای همخانوادهٔ «عشق» شامل «معشوق»، «عشاق» و «معاشقه» میشوند. این واژهها در اصل از یک ریشه مشترک میآیند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.
یکی از آسانترین روشها برای پیدا کردن واژههای همخانواده، توجه به ریشهٔ کلمه است. ریشهٔ اصلی یک واژه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در تمام واژههای همخانواده تکرار میشود.
مترادفهای کلمهٔ عشق عبارتاند از: محبت، شیفتگی، مودت، دوستی، وداد، تعشق، مهر، خلت و علاقه.
شما با بسیاری از این واژهها آشنا هستید و یادگیری آنها به گستردهتر شدن دایرهٔ لغاتتان کمک میکند. با این کار میتوانید جملههای بهتر و خلاقانهتری بسازید.
علاوه بر مترادف و همخانواده، برخی واژهها معادل فارسی هم دارند که یادگیری آنها برای درک بهتر معنی واژه مفید است.
واژههایی مانند شیفتگی، دلبردگی، دلدادگی، دلباختگی و شیدایی، معادلهای فارسی کلمهٔ عشق هستند.
همانطور که احتمالاً میدانید، متضاد واژهٔ عشق، «نفرت» است.
مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان حاوی اطلاعات جامعی است.
حالا که با همخانواده و مترادفهای عشق آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگهای معتبر فارسی برویم.
توضیحاتی که در این فرهنگها ارائه شده، به شما کمک میکند تا معنی یک واژه را به طور کامل و دقیق یاد بگیرید.
در لغتنامهٔ دهخدا، عشق به معنای «دوستی بر کسی»، «عاشق شدن» و «نیک شگفت داشتن» آمده است.
در فرهنگ معین، معنیهایی مانند شیفتگی، بهشدت دوست داشتن، دلدادگی، لذت و کیف برای این واژه ذکر شده است.
در فرهنگ عمید نیز عشق بهعنوان دلبستگی، عشقورزیدن و دوستی فراوان معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده عمیق
همخانواده گفتار
همخانواده گریست
همخانواده گسترده
همخانواده ظلال
همخانواده وصیت
همخانواده ولادت
همخانواده وسط