کلماتی مانند شاغل، اشتغال، مشاغل و شغل همخانوادهٔ کلمهٔ «مشغول» هستند. واژههای همخانواده معمولاً حروف اصلی یکسانی دارند. در مورد کلمهٔ مشغول، این حروف اصلی «ش»، «غ» و «ل» هستند. اگر این حروف را در نظر بگیرید، میتوانید به سادگی واژههای همخانوادهٔ آن را پیدا کنید. در ادامه با ما همراه باشید تا با معانی و مترادفهای دیگر کلمهٔ مشغول نیز آشنا شوید.
مترادفهای کلمهٔ مشغول عبارتاند از: گرفتار، سرگرم، درگیر، دستاندرکار، در کار و دست به کار. احتمالاً بعضی از این واژهها را میشناسید، اما خود کلمهٔ مشغول در زبان فارسی بیشتر از مترادفهایش به کار میرود و حتماً بارها آن را در صحبتهای روزمره شنیدهاید. در مقابل، متضاد این کلمه، بیکار یا آزاد است.
حالا که با مترادف و همخانوادههای مشغول آشنا شدید، بد نیست معنای آن را هم در فرهنگهای معتبر فارسی بدانید. در لغتنامهٔ دهخدا، مشغول به معنای «در کار داشتن» و «مشغول کار بودن» آمده است. در فرهنگهای معین و عمید نیز معناهایی مانند شخص دارای شغل، گرفتار، سرگرم کار و جای پر شده برای این واژه ذکر شده است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان.
مطالب بیشتر:
هم خانواده قاضی
هم خانواده قشنگ
هم خانواده عشق
هم خانواده عمیق
هم خانواده گفتار
هم خانواده گریست
هم خانواده گسترده
هم خانواده ظلال