هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش

هم خانواده کلمه آفرینش

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه آفرینش

واژهٔ آفرینش یک لغت اصیل فارسی است که به مفهوم آفریدن و بخشیدن زندگی به کار می‌رود. این کلمه از ریشهٔ «آفرین» گرفته شده و به عنوان نامی برای دختران نیز استفاده می‌شود. آفرینش از آن دست واژه‌هایی است که بیشتر برای اشاره به خداوند به کار برده می‌شود. این واژه در زبان فارسی هم به صورت فعل و هم به صورت اسم مصدری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

واژه‌های هم‌خانوادهٔ آفرینش عبارت‌اند از: آفریدن، آفرین و آفریننده. این کلمات از یک ریشه هستند و معنی نزدیک به هم دارند. بنابراین به راحتی می‌توانید از آن‌ها در ساختن جمله‌ها استفاده کنید. معادل‌های دیگر آفرینش در فارسی عبارت‌اند از: مخلوق، خلق، ساخته و مصنوع.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را بخوانید.

واژه‌های مترادف آفرینش نیز شامل این موارد می‌شوند: سرشت، هستی، تکوین، کون، صنع، فطرت، عالم، خلق، طبیعت، مخلوقات، انشاء و ابداع. این کلمات هم‌معنی با آفرینش هستند؛ یعنی در جمله‌نویسی و انشا می‌توانید به جای آفرینش از آن‌ها استفاده کنید تا نوشته‌تان زیباتر شود.

در ادامه برای اینکه بهتر با معنی آفرینش آشنا شوید، به تعریف این واژه در کتاب‌های لغت فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامهٔ دهخدا، آفرینش به معنای خلق کردن، خلقت، ابداع و انشا آمده است.
در فرهنگ عمید، این کلمه به معنای عمل آفریدن، خلقت، قضا و قدر، تقدیر و چگونگی آفرینش معنی شده است. همچنین در فرهنگ واژه‌های فارسی هوشیار، معنی آفرینش به صورت خلق، خلقت، آفریدگان، همهٔ موجودات، انشا و ابداع بیان شده است.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *