هم خانواده کلمه جمعیت
کلمه جمعیت ریشه عربی دارد و از واژه جمع گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و تقریباً همه ما با آن آشنا هستیم. برای درک بهتر معنای جمعیت، در ادامه کلمات همخانواده، مترادف و متضاد آن را معرفی میکنیم. با ما همراه باشید.
کلمات همخانواده جمعیت عبارتاند از: مجمع، جامع، جمع، جامعه، جماعت، اجماع و مجتمع. این کلمات از یک ریشه مشترک میآیند و معنی نزدیک به هم دارند. شما میتوانید از این کلمات در جملهنویسی یا انشاهای خود استفاده کنید.
همچنین کلمات مترادف زیادی برای جمعیت وجود دارد که به درک بهتر معنای آن کمک میکند. برخی از این مترادفها عبارتاند از: ازدحام، دسته، جامعه، باند، انجمن، جمع، انبوه، کثرت، شلوغی، گروه، فرقه، عده، جماعت، محفل و مجمع.
در فرهنگ معین، جمعیت به معنای مجتمع شدن، گروه مردم و گرد هم آمدن آمده است. در فرهنگ عمید نیز جمعیت به افرادی گفته میشود که در یک جامعه زندگی میکنند یا به معنای متحد و مجتمع شدن است. در فرهنگ واژههای فارسی سره نیز این کلمه به معانی آمار، شمار، همگروهی، انجمن شدن و گرد هم آمدن به کار رفته است. معادلهای فارسی جمعیت نیز شامل انبوه، آمار، گروه، توده و شمار میشود.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه جامعه
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان.
یک پاسخ
همیشه فکر می کردم «جمعیت» فقط همون آمار و عددِ روی کاغذه، ولی این مطلب نشون داد چقدر واژه های هم خانواده و مترادف داره.