هم خانواده کلمه حضور + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حضور

هم خانواده کلمه حضور

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه حضور

کلمه “حضور” اگرچه ریشه عربی دارد، اما در زبان فارسی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. حضور به معنای “بودن” و “وجود داشتن” است. برای مثال، معلمتان هر روز با انجام حضور و غیاب متوجه می شود که شما در کلاس هستید یا نه. برخلاف حضور، که به معنای بودن است، کلماتی مانند غایب بودن، خلوت و جدایی معنای مخالف آن را می دهند. در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، کلمات هم معنی و هم خانواده آن را توضیح می دهیم.

کلماتی مانند “حاضر”، “محضر” و “حضر” با کلمه حضور هم خانواده هستند. این واژه ها از یک ریشه مشترک تشکیل شده اند و سه حرف اصلی در آن ها تکرار می شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

همچنین کلماتی وجود دارند که تقریباً هم معنی “حضور” هستند. این مترادف‌ها شامل این موارد می‌شوند: پیشگاه، نزد، رو به رو، وجود، ظهور، درگاه، آستان، جلوت، خدمت، تشریف، نمود، جلوه، تشرف، بودن، تمرکز و توجه.

احتمالاً بسیاری از این کلمات را از قبل می شناسید. یادگیری این واژه ها و افزودن آن ها به دایره لغاتتان به شما کمک می کند تا سریع‌تر جمله‌های متنوعی بسازید و در نوشته‌های خود خلاقیت بیشتری داشته باشید.

در انتها، برای درک عمیق‌تر معنای “حضور”، به تعریف آن در چند فرهنگ لغت معروف فارسی نگاهی می‌اندازیم. در فرهنگ معین، برای این کلمه معناهایی مانند وجود، حاضر شدن، ظاهر، درگاه و حاضر و غایب کردن ذکر شده است.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را بخوانید.

لغت‌نامه دهخدا نیز “حضور” را به معنای عدم غیبت و حاضر شدن می‌داند. در فرهنگ عمید، معانیِ نزد، وجود، پیشگاه، نزد کسی بودن، ظهور، حاضر شدن و همچنین به عنوان کلمه‌ای احترام‌آمیز برای حضور فردی آورده شده است. علاوه بر این، در فرهنگ واژه‌های فارسی سره، این واژه به معنای رو در رویی، آمادگی و بودن در پیشگاه کسی تعریف شده است.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه حاضر

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *