هم خانواده کلمه حکیم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حکیم

هم خانواده کلمه حکیم

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه حکیم

کلمه «حکیم» از زبان عربی گرفته شده و معمولاً برای اشاره به افراد دانا و خردمند به کار می‌رود. در گذشته از این واژه برای خطاب کردن پزشکان و دانشمندان نیز استفاده می‌شد، اما امروزه کمتر رواج دارد. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با این واژه، هم‌خانواده‌ها و واژه‌های هم‌معنی آن را مرور می‌کنیم.

هم‌خانواده‌های کلمه حکیم عبارت‌اند از: حکم، محکوم، حکمت، حاکم و حکما (که جمع حکیم است). این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز نزدیک به هم هستند. معادل‌های فارسی حکیم نیز شامل این کلمات می‌شود: خردمند، دانا، فرزانه و آگاه.

برای اینکه بهتر با معنای حکیم آشنا شوید، خوب است واژه‌های هم‌معنی آن را نیز بدانید. برخی از این واژه‌ها عبارت‌اند از: حکیم‌باشی، طبیب، عاقل، عارف، فیلسوف، دانش‌پژوه، دانشمند، فرزانه، دانا، دانشور، فاضل، فرجاد، عالم و پزشک.

این کلمات تقریباً معنای یکسانی با حکیم دارند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید. همان‌طور که حدس می‌زنید، متضادهای این واژه نیز شامل نادان، جاهل، بیمار و مریض می‌شود.

در فرهنگ‌های معتبری مانند عمید، دهخدا و معین، معنای حکیم به صورت خردمند، فیلسوف، پزشک، دانا، دانشمند و نیز یکی از نام‌های خداوند ذکر شده است. فرهنگ اسدی نیز این واژه را به معنای دانشمند، خردپژوه، داننده، خردمند، درستکار و کسی که کارهای شایسته انجام می‌دهد، معرفی کرده است.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان ادامه دهید.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانواده کلمه عالم

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *