هم خانواده کلمه حکیم
کلمه «حکیم» از زبان عربی گرفته شده و معمولاً برای اشاره به افراد دانا و خردمند به کار میرود. در گذشته از این واژه برای خطاب کردن پزشکان و دانشمندان نیز استفاده میشد، اما امروزه کمتر رواج دارد. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با این واژه، همخانوادهها و واژههای هممعنی آن را مرور میکنیم.
همخانوادههای کلمه حکیم عبارتاند از: حکم، محکوم، حکمت، حاکم و حکما (که جمع حکیم است). این واژهها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز نزدیک به هم هستند. معادلهای فارسی حکیم نیز شامل این کلمات میشود: خردمند، دانا، فرزانه و آگاه.
برای اینکه بهتر با معنای حکیم آشنا شوید، خوب است واژههای هممعنی آن را نیز بدانید. برخی از این واژهها عبارتاند از: حکیمباشی، طبیب، عاقل، عارف، فیلسوف، دانشپژوه، دانشمند، فرزانه، دانا، دانشور، فاضل، فرجاد، عالم و پزشک.
این کلمات تقریباً معنای یکسانی با حکیم دارند و میتوانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید. همانطور که حدس میزنید، متضادهای این واژه نیز شامل نادان، جاهل، بیمار و مریض میشود.
در فرهنگهای معتبری مانند عمید، دهخدا و معین، معنای حکیم به صورت خردمند، فیلسوف، پزشک، دانا، دانشمند و نیز یکی از نامهای خداوند ذکر شده است. فرهنگ اسدی نیز این واژه را به معنای دانشمند، خردپژوه، داننده، خردمند، درستکار و کسی که کارهای شایسته انجام میدهد، معرفی کرده است.
توصیه میشود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان ادامه دهید.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه عالم