هم خانواده کلمه خارج
کلمه «خارج» در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و همه ما با آن آشنایی داریم. اما شاید معنی دقیق فارسی، کلمات هممعنی و واژههای متضاد آن را به خوبی ندانید. در ادامه این موارد را بررسی میکنیم تا دایره واژگان شما گستردهتر شود.
توصیه میکنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را مطالعه کنید.
همانطور که میدانید، کلمات همخانواده باید ریشه یا بن یکسانی داشته باشند. این کلمات از نظر معنی به هم نزدیک هستند و گاهی میتوان آنها را به جای هم به کار برد. کلماتی مانند خروج، مخرج، اخراج و خرج، همخانوادههای کلمه «خارج» به شمار میروند.
معنی اصلی این کلمه در فارسی، «بیرون رفتن» است و گاهی برای اشاره به یک مکان نیز استفاده میشود. به عنوان مثال، به افرادی که در کشورهای دیگر زندگی میکنند، میگوییم در «خارج» زندگی میکنند. برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، خوب است کلمات مترادف آن را نیز بدانید.
واژههای مترادف کلمه خارج عبارتاند از: بیرون رفت، برون رفت، برون شدن، سرکشی، قیام، عصیان، بیرون آمدن، بیرون شدن، طغیان، عصیان ورزیدن، در آمدن، طغیان کردن، خارج شدن، بیگانه و خارجه.
معادلهای فارسی این کلمه نیز شامل بیرون، برون رفت، برونروی و بیرونی میشود که همگی مفهومی نزدیک به هم دارند. حالا که با مترادف و همخانوادههای «خارج» آشنا شدید، بد نیست بدانید متضادهای آن کلماتی مانند درون، داخل و دخول هستند.
در لغتنامه دهخدا، برای واژه «خارج» معنی «بیرونرونده» و «بیرونشونده» آمده است. در فرهنگ معین، به «ظاهر بیرونی یک چیز» و «خروجکننده» اشاره شده و در فرهنگ عمید نیز «کشور بیگانه» و «بیرون از مرزها» به عنوان معنی خارج ذکر گردیده است.