هم خانواده کلمه درنگ
کلماتی مانند “بیدرنگ” و “درنگ کردن” همخانوادهٔ کلمهٔ “درنگ” هستند. این واژهها ریشهٔ یکسانی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیکاند، زیرا کلمات همخانواده معمولاً معنای مشترکی دارند.
در صورت علاقهمندی، مطلب هم خانواده کلمه ارزش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ارزش را از دست ندهید.
یکی از آسانترین روشها برای پیدا کردن کلمات همخانواده، توجه به ریشهٔ کلمه است. ریشهٔ اصلی یک واژه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در همهٔ واژههای همخانواده تکرار میشود. در ادامه، معانی و واژههای هممعنی “درنگ” را بررسی میکنیم.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان بیابید.
واژههای مترادف “درنگ” عبارتاند از: مکث، وقفه، فرصت، مهلت، ایست، توقف، سکون، دیرکرد، معطل، تأمل، تأنی و تأخیر.
بسیاری از این کلمات برای شما آشنا هستند و اگر آنها را به دایرهٔ واژگان خود اضافه کنید، میتوانید جملات بهتر و خلاقانهتری بسازید. به یاد داشته باشید که واژههای مترادف به کلماتی گفته میشود که معنای یکسان یا نزدیک به هم دارند. همچنین متضاد کلمهٔ “درنگ”، “سریع” و “بدون معطلی” است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه خوش + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خوش را بخوانید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه خوردن + مترادف و معنی کلمه خوردن را بخوانید.
در پایان برای شناخت بیشتر معنی “درنگ”، به تعریف این واژه در فرهنگهای معتبر فارسی میپردازیم:
در لغتنامهٔ دهخدا: تأخیر، دیرکرد، کندی، آهستگی، فرصت، آرامی و مکث.
در فرهنگ معین: آهستگی، کندی، وقف، سکون، آسایش و راحتی.
در فرهنگ عمید: توقف، سستی، آهستگی، ثبات، آرام و دیرکردن.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه سقوط