هم خانواده کلمه رحلت
واژههای همخانواده «رحلت» شامل راحل، مرحله، رحال، راحله، رحل، مرتحل و رحیل میشوند. همه این کلمات ریشه مشترکی دارند و از نظر معنا به رحلت پیوند میخورند. رحلت در زبان فارسی به معنی مرگ و درگذشت به کار میرود.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه عید + مترادف ، متضاد و معنی کلمه عید را بخوانید.
در صورت علاقهمندی، مطلب هم خانواده کلمه شرک + مترادف ، متضاد و معنی کلمه شرک را از دست ندهید.
در ادامه با آوردن کلمات هممعنی، متضاد و تعریفهای فرهنگهای مختلف، سعی میکنیم درک این واژه را آسانتر کنیم.
در صورت علاقهمندی، مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را از دست ندهید.
کلمات مترادف رحلت عبارتاند از: حرکت، درگذشت، فوت، مردن، مرگ، موت، نزع، وفات، سفر، کوچ، کوچیدن، مهاجرت، نهوض، توقف و حضر. شما میتوانید از این واژهها به جای رحلت استفاده کنید.
همچنین معادل فارسی رحلت، اصطلاحاتی مانند «از جهان رفتن»، «مردن» و «مرگ» است. متضاد این کلمه نیز «ولادت» میباشد.
در لغتنامه دهخدا، رحلت به معنی کوچ کردن، راهی شدن، مرگ و وفات آمده است.
فرهنگ معین نیز این واژه را به معنی کوچیدن یا مردن تعریف کرده است.
در فرهنگ عمید هم رحلت به معنای کوچ، سفر، مرگ، وفات و درگذشت ذکر شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه کوچ