هم خانواده کلمه شوق
شوق یک واژه فارسی است که معنای اشتیاق و آرزو کردن را میرساند. این کلمه در زبان فارسی بسیار رایج است و به حالت دلگرمی و علاقه شدید برای انجام کاری اشاره دارد. اگر دوست دارید بیشتر با معنی این واژه آشنا شوید، ادامه مطلب را دنبال کنید.
همخانوادههای کلمه شوق شامل این موارد میشوند: اشتیاق، تشویق، مشتاق، عشق، عشاق، مشوق و اشوق. این واژهها از یک ریشه هستند، اما هر کدام معنی و کاربرد جداگانهای دارند.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را بخوانید.
مترادفهای شوق نیز عبارتاند از: رغبت، دلبستگی، آرزومندی، اشتیاق، ذوق، هوس، شور و علاقه. این کلمات هممعنی با شوق هستند و یادگیری آنها به شما کمک میکند تا متنهای روانتر و زیباتی بنویسید.
یادگیری مترادفها و همخانوادهها، دایره واژگان شما را گستردهتر میکند. در نتیجه، میتوانید با سرعت بیشتری جملهسازی کنید یا انشا بنویسید.
حالا که با همخانوادهها و مترادفهای شوق آشنا شدید، بد نیست نگاهی هم به معنی این واژه در لغتنامههای معتبر فارسی بیندازیم. در فرهنگ معین، شوق بهعنوان رغبت و میل معنی شده است. لغتنامه دهخدا نیز معانیای مانند آزمند، اشوق، نفس، میل عشاق، مشتاقان، رغبت، آزمندی، خاطر و اشتیاق را برای آن آورده است.
فرهنگ عمید، شوق را میل سالک برای رسیدن به معبود، برانگیختن محبت، و همچنین میل و رغبت تعریف کرده است. در فرهنگ واژههای فارسی سره نیز شوق بهمعنای خواستار بودن، شادی و شور آمده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه ذوق