هم خانواده کلمه ضعیف + معنی ، مترادف و متضاد کلمه ضعیف

هم خانواده کلمه ضعیف

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه ضعیف

واژهٔ «ضعیف» از جمله واژه‌های پرکاربرد و آشنا در زبان فارسی است. این کلمه از ریشهٔ «ضعف» گرفته شده و بسته به جمله‌ای که در آن به کار می‌رود، معانی گوناگونی دارد. معمولاً از این واژه برای بیان مفاهیمی مانند لاغری، ناتوانی یا شکست‌خوردگی استفاده می‌شود.

هم‌خانواده‌های کلمهٔ ضعیف عبارت‌اند از: ضعف، تضعیف، ضعفا، مضاعف و مستضعف. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، این واژه‌ها همگی ریشه‌ای یکسان دارند و معنی آن‌ها تا حدی به هم نزدیک است. برای پیدا کردن هم‌خانواده‌های یک واژه، باید ابتدا ریشهٔ آن را پیدا کنید و سپس واژه‌های مرتبط با آن را بنویسید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را از دست ندهید.

مترادف‌های کلمهٔ ضعیف نیز شامل این موارد می‌شوند: زار، زبون، بی‌حال، بی‌قدرت، فرسوده، قاصر، کم‌زور، ناتوان، نحیف، نزار، خفیف، راجل، سست، عاجز و لاغر. این واژه‌ها هم‌معنی با «ضعیف» هستند و می‌توانید در گفتار و نوشتار خود از آن‌ها به‌جای هم استفاده کنید. در مقابل، متضادهای ضعیف عبارت‌اند از: قوی، توانا، نیرومند و قدرتمند.

در ادامه، معنی واژهٔ ضعیف در برخی فرهنگ‌های لغت فارسی آمده است:
– در فرهنگ عمید: ناتوان و سست
– در لغت‌نامهٔ دهخدا: سست، بی‌بنیه، سقط، ناتوان و مسکین
– در فرهنگ معین: عاجز، سست، ناتوان و بیمار

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *