هم خانواده کلمه طناب
طناب یک رشته محکم و کلفت است که معمولاً برای بستن، آویزان کردن یا کشیدن چیزها به کار میرود. برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، در ادامه کلمات همخانواده و مترادف آن را معرفی میکنیم.
کلماتی مانند طنابچه، طنابدوز و طنابکار، همخانوادههای واژه طناب هستند و ریشه مشترکی با آن دارند.
یادگیری کلمات جدید با کمک همخانوادهها، مترادفها و متضادها بسیار سادهتر میشود. این روش نه تنها معنای واژه را بهتر در ذهن شما ثبت میکند، بلکه کمک میکند در نوشتههای خود از جملات زیباتر و متنوعتری استفاده کنید.
مترادفهای طناب شامل واژههایی مانند حبل، خطام، رسن، بند، رشته و ریسمان است. این کلمات معنایی نزدیک به طناب دارند و میتوانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید.
در پایان برای شناخت بیشتر معنی طناب، به تعریف آن در فرهنگهای مختلف فارسی میپردازیم:
توصیه میکنیم این مطلب هم خانواده کلمه حاضر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حاضر را حتماً بخوانید.
– در فرهنگ عمید: رشته کلفت، رسن، ریسمان، کمند انداختن، با کمند کسی را گرفتار ساختن، طناب انداختن، ریسمان به گردن کسی انداختن و او را خفه کردن.
– در لغتنامه دهخدا: رشته خیمه، بند، حبل، رسن کلفت، رژه، طنب و بند.
– در فرهنگ معین: علاوه بر معانی دیگر، مسافتی از زمین معادل ۰/۸۰۹ جریب نیز برای این واژه ذکر شده است.
توصیه میشود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان ادامه دهید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه گذرگاه + مترادف و معانی کلمه گذرگاه مراجعه کنید.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه وسیع