هم خانواده کلمه معطل + مترادف و معنی کلمه معطل

هم خانواده کلمه معطل

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه معطل

کلماتی مانند معطل، تعطیل، عاطل، تعطل و عطاله هم‌خانواده هستند. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً از یک ریشه مشتق می‌شوند و حروف اصلی آن‌ها نیز مشترک است. این کلمات اغلب بر وزن‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل، مفاعله و… ساخته می‌شوند. علاوه بر این، از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه برای روشن‌تر شدن معنای واژهٔ «معطل»، به بررسی مترادف‌ها و متضادهای آن می‌پردازیم.

مترادف‌های کلمهٔ معطل عبارت‌اند از: بی‌حاصل، بی‌کار، عاطل، بلاتکلیف، منتظر، بی‌مصرف، فروهشته، معلق و بی‌استفاده. این واژه‌ها هم‌معنی با «معطل» هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها علاوه بر آنکه به درک بهتر معنی کلمه کمک می‌کند، باعث افزایش دایرهٔ واژگان و تقویت مهارت نوشتاری شما نیز می‌شود. معادل‌های فارسی این کلمه نیز شامل: مانده، درنگ، چشم‌به‌راه، سرگردان و بیکاره است.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه قدرت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قدرت را مطالعه کنید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان سر بزنید.

در پایان، معنای واژهٔ «معطل» را در فرهنگ‌های معتبر فارسی بررسی می‌کنیم. در لغتنامهٔ دهخدا، این واژه به معنیِ متروک‌شده، مهمل‌گذاشته‌شده، اهمال‌شده، رهاکرده‌شده و کنارگذاشته‌شده آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معطل به معنای بی‌کار، مانده و بی‌فایده ذکر شده است.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه قصد + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قصد.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه طلیعه

برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه قصه + مترادف و معانی کلمه قصه سر بزنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *