هم خانواده کلمه نقاش
کلماتی مانند نقش، نقاشی، نقوش، نقشه و منقش، همخانوادهٔ واژهٔ نقاش هستند. این واژهها از یک ریشه مشترک گرفته شدهاند و به همین دلیل در گروه کلمات همخانواده قرار میگیرند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه پخته + معنی ، مترادف و متضاد کلمه پخته را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه حتما + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حتما مراجعه کنید.
برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان سری سر بزنید.
یادگیری واژههای همخانواده و مترادف، یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایرهٔ لغات شماست. با این کار میتوانید انشاهای روانتر و زیباتی بنویسید و نمرهٔ بهتری کسب کنید.
واژههای مترادف نقاش نیز عبارتاند از: چهرهنگار، رسام، صورتگر، صورتنگار، مصور، نقشبند، رنگزن و نگارگر. شما میتوانید در جملهها و انشاهای خود به جای کلمهٔ نقاش، از این واژهها استفاده کنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه زیارت + مترادف و معانی کلمه زیارت را مطالعه کنید.
همچنین خوب است بدانید که معادلهای فارسی نقاش، کلماتی مانند نگارگر، چهرهنگار و چهرهپرداز هستند. حالا که با همخانوادهها و مترادفهای این واژه آشنا شدید، بهتر است نگاهی به فرهنگهای معتبر فارسی بیندازید. توضیحاتی که در این فرهنگها ارائه میشود، به شما کمک میکند تا معنای کامل یک کلمه را بهتر درک کنید.
برای مثال، در لغتنامهٔ دهخدا، نقاش به معنای نگارگر و چهرهپرداز آمده است؛ کسی که نقش و تصویر میکشد. همچنین در فرهنگ معین، این واژه بهصورت صورتگر معنا شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه نقش